خرید بک لینک
در برِ اغیار نازِ یار را باید کشیدنازِ آن گلچهره عیار را باید کشیدعاشقی بارِ غم و اندوه بر دوشت نهدسالکِ این ره چو گشتی بار را باید کشیدگر شدی از عشقِ جانان رند و مست و سرفرازبر سرِ دارِ فنا آزار را باید کشیددر گلستانِ جمالِ یارِ زیبای عزیزعشوههای نرگسِ بیمار را باید کشیدتا توانی جد و جهد و کوشش و همت نماسرخوش و بشاش جورِ کار را باید کشیدگر بخواهی لذتی از وصلِ رُخسارش بریناز و غنج و غمزه دلدار را باید کشیدصابرِ کرمانی رند و قلندر دل سرودجورِ آن یار پریرخسار را باید کشیدبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۰۴

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: شنبه 12 آذر 1401 ساعت: 1:53

مرا در وادی حسرت رها کردی کجا رفتی؟تو در دل شور و آشوبی به پا کردی کجا رفتی؟دل و جان از شرابِ عشق شد لبریز و سرمستمتو در بزمِ دلم شور و نوا کردی کجا رفتی؟حباب و قطره و موجم در این دریای بیساحلدر این دریای طوفانزا چهها کردی کجا رفتی؟به یادت بودهام هر جا که رفتم هر که را دیدممرا تنها گرفتارِ بلا کردی کجا رفتی؟خدا عشقِ تو را از من نگیرد تا فنا گردممرا با درد و محنت آشنا کردی کجا رفتی؟بود مشکل رها گشتن ز چنگ وحشت هجرانمرا آشفته چون زلف دوتا کردی کجا رفتی؟نهم سر را به زانوی غم و نالم ز سوز دلمرا دیوانهدل محو و فنا کردی کجا رفتی؟زمام عمر صابر در کف مهر تو میباشدتو او را غم نصیب و مبتلا کردی کجا رفتی؟برچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۸۰۶

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: شنبه 12 آذر 1401 ساعت: 1:53

توئی فروغ دل و روح و جان علی مددیتو حاکمی به زمین و زمان علی مددیفروغِ حُبِّ تو روشن ز باطنِ اشیاءتو رهبری و جلالت عیان علی مددیتو بابِ عشقِ خدائی درِ مدینه علمتوئی تجلیِ جان و جهان علی مددیز ذوالجلال توئی مظهر و ولی و وصیز ذاتِ غیب تو باشی نشان علی مددیز معجزات و کرامات، آیهالعظمیتوئی حقیقتِ فاش و نهان علی مددیمحبتِ تو کلیدِ بهشتِ جاویدستولای توست نعیمِ جنان علی مددیفرشتگان همه ذاکر به ذکرِ نام تواندفتاده غلغله در آسمان علی مددیتو اسمِ اعظمِ سبحان و اصلِ ایمانیسُرورِ خاطرِ پیر و جوان علی مددیز صدق دم ز ولای تو میزند صابرتوئی تسلیِ روح و روان علی مددیبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۸۰۹

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: شنبه 12 آذر 1401 ساعت: 1:53

صفحه بندی