در برِ اغیار نازِ یار را باید کشیدنازِ آن گلچهره عیار را باید کشیدعاشقی بارِ غم و اندوه بر دوشت نهدسالکِ این ره چو گشتی بار را باید کشیدگر شدی از عشقِ جانان رند و مست و سرفرازبر سرِ دارِ فنا آزار را باید کشیددر گلستانِ جمالِ یارِ زیبای عزیزعشوههای نرگسِ بیمار را باید کشیدتا توانی جد و جهد و کوشش و همت نماسرخوش و بشاش جورِ کار را باید کشیدگر بخواهی لذتی از وصلِ رُخسارش بریناز و غنج و غمزه دلدار را باید کشیدصابرِ کرمانی رند و قلندر دل سرودجورِ آن یار پریرخسار را باید کشیدبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۳۰۴
برچسب:
نویسنده: سام رادمنش
تاريخ: شنبه
12 آذر
1401 ساعت: 1:53